خرید بک لینک

باید با خودم به توافق برسم٬ اونکه گناهی نکرده ٬ خیلی سنگدلی ست که بخوام سرنوشت اونم دچار سرنوشت خودم کنم. باید دفتر را باز کنم و ادامه بدم ،به اون مسیری که میخواهد، اصلا میخواهم عشقش را هم وارد داستان میکنم آنقدر عاشقش میکنم که عشقشان افسانه ی عاشقان شود, آنقدر که هزاران بار هم از خواندنش خسته نشوند!

|+| نوشته شده توسط نويسنده در پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۶ |

برچسب: پنجشنبه,بیست, نویسنده: پویان سلطانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:57

هر چیزی که در سرت میگذرد که قرار نیست بنویسی . نمیفهمی که در نظر دیگران دیوانه بنظر خواهی رسید. مثل بقیه موزیک گوش کن و شعر آنها را تکرار کن چی داره میاد به سرم اینهاوضاع هرشبم قید احساسمو زدم از این به بعد دیگه بدم اینم شد شعر و چرت پرت اینروزا که همه گوش میدم! باید نوشت بگزار بگن که دیوانه ای! |+| نوشته شده توسط نويسنده در جمعه سی ام تیر ۱۳۹۶ |

برچسب: جمعه, نویسنده: پویان سلطانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:57

وقتي میخواهم نوشته ای جديدی بنویسم همه ی آنچیزهایی را که میخواستم بنویسم از یاد میبرم. برای همین همه نوشته هایم آنی است به جای انکه بنشینم به این فکر کنم چه بنوسم . کافیست فقط دستم را روی دکمه های کیبورد برقصانم, خودش میداند چطورخود را تکان بدهد. هر از گاهی به آنچیزی که مینویسم نگاه میکنم که غلط املایی نداشته باشم و شاید هم کل جمله را تغییر دهم. میدانم دیر موقع است حوصله ی صبر کردن ندارم باید حت

برچسب: جمعه,شیشم,مرداد, نویسنده: پویان سلطانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:57

دیروز مثل هر بار از عشقش میگفت . میگفت من هم این احساس لعنتی داشتم. هر ثانیه هر دقیقه به یادش بودم ، صورتش یک لحظه از جلوی چشمهایم دور نمیشد، احساس میکردم نمیتوانم یک لحظه بدون او نفس بکشم، بااینکه میدانستم چقدر در حقم بدی کرده بود، بسیار آدم احمقی بودم تا عاشق. جان و مال و روحم مرا دزدیده بود من هنوز مالامال پر از او بودم. شبها آرزوی مرگ میکردم، صبح با حسی بدتر بیدار میشدم... اما هیچوقت نمردم.

برچسب: شنبه,مردادماه, نویسنده: پویان سلطانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:57

نمیدانم امروز چه روزی ! دم صبحه من مست و هوشیار در پی تو،،،

لعنت به من چه ساده دل سپردم

لعنت به من که به هیچ پوچ گرفتارم

لعنت به من که او را فراموشم نمیشود

لعنت به لرزه ی صدایش که لحظه ای در ذهنم ساکت نمیشود

|+| نوشته شده توسط نويسنده در جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۶ |

برچسب: نمیدونم, نویسنده: پویان سلطانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:57

باید در زندگی هر آرزو و رویایی داری، تلاش کنی و برسی و از کسی که دوستش داری دوری کنی، سم است سم ...

|+| نوشته شده توسط نويسنده در یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۶ |

برچسب: شنبه,دوازدهم,مردادماه, نویسنده: پویان سلطانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:57

خاطرات بد مثل اطلاعاتی روی هارد دیسکی میمونند که هیچوفت از بین نمیروند . اگر سال ها بگذرد آن اطلاعات خراب بشند ولی همیشه جای پایش خواهد ماند حتی اگر به یاد نیاوریم که, کی؟ کجا ؟... اما دردش را میشود همچنان حس کرد...

|+| نوشته شده توسط نويسنده در جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۶ |

برچسب: دیگریادم,نیست,امروز,روزی, نویسنده: پویان سلطانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:57

زندگی ام خاطرات نوشته شده ی رهگذریست .

رهگذری که از همه داشتن ها و نداشتن هایش گذشت.

رهگذری که دل بسته به پوچ بود.

یک روز رهگذر رفت.

و دیگر هیچکس او راندید.

|+| نوشته شده توسط نويسنده در جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۶ |

برچسب: رهگذر,گذشته, نویسنده: پویان سلطانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 8:57

صفحه بندی